نصرت رحمانی


لوحه

من از این باد رقصان
 روی آب برکه ی بیمار
 نشسته ، ای به غفلت دل
 هراسانم
صدا از دور می اید
 طنین ، دردخیز و تلخ
 به غفلت ، ای سپرده دل
 تو گویی سنگهای گور یاران
 رفتگان پک
 تو گویی سنگ های کوچه متروک می ترکند

 

 

بالای صفحه | زندگی نامه