آوای آزاد »  شاعران » نادر نادرپور »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقابدار عریان

این که نقاب مرا نهاده به صورت
 کیست ؟ که نتوان شناخت سیرت او را
 بر تن من حکم است و حلق نداند
راز حضور مرا و غیبت او را
 جان و تن من ، طعام روز و شب اوست
ضعف من است این که زاده قوت او را
 جسم مرا چون جذام کهنه جویده ست
 چاره نجویده کسی جراحت او را
باده ی خون منش کشانده به مستی
ذلت من آفریده لذت او را
 دشمن من ، جاگزیده در بدن من
نفرت من ،‌ بیش کرده نخوت او را
 بر سر آن است کز تنم بکند پوست
تا بستایم همیشه ، قدرت او را
 وای که چون از درون من بدر اید
 اینه حس می کند کراهت او را
جمجمه ای با دو چشمخانه ی خالی است
 وین همه زشتی ، قزوده هیبت او را
 اسکلتی پیر ، زاده می شود از من
 منتظرم ساعت ولادت او را


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009