آوای آزاد »  شاعران » نادر نادرپور »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرواز

سفر ، کنایه ای از مرگ است
همین که بال هواپیما
 ترا ز خاک به سوی پرنده ها راند
 دلت به مرغ گرفتار در قفس ماند
 تو در هواپیما
 میان عالم پیدا و عالم پنهان
 نه در کمند زمینی ،‌ نه در کمان زمان
ز هست و نیست رهایی ، چگونه می دانی
 که کیستی و کجایی ؟
تو در هواپیما
میان نقطه ی آغاز و نقطه ی پایان
 ز رفت و آمد این گاهواره در تابی
دل تو بیدار است
ولی تو در خوابی
سفر ،‌ چکامه ی شیوایی است
تو آن علامت اعجابی
که گاه با همه خردی نشان تحسین است
تو از ازل به ابد می روی ، سخن این است


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009