|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
تالیا !!!
با قطع شدن ز تو
چگونه از یاد می روم
چگونه با ارتعاش تلفظ نام تو
دوباره از حال می روم
چگونه می شود پای خط تو
اشک ریخت و خیس نشد
چگونه می شود در جوی گنداب جامعه غسل کرد
و کثیف نشد !
وقتی نانمان را از خیریه ی بت هایمان وام گرفته ایم
وقتی شرابمان را از حساب خالی یک جام گرفته ایم
وقتی اشک را سهمیه بندی می کنند
غم راتنها در کمیته ی امام برای روز ارتحال تجویز می کنند
و سربازان برهنه را برای پوشاندن رسوایشان تجهیز می کنند
لبخند ما کجاست؟
در گوشی های همراهمان !!!
در سخره گرفتن چهره ی خون آلودشلاق خورده ها
در تاسف خوردن به حال انهدام دودی نعش مرده ها
چند وقتیست خودم را قطع می کنم
از اتصال نگاه
و دوباره وصل می کنم
به لذت گناه
دست ترانه ها آلوده است
به چاپلوسی قافیه
این برای تکمیل یک عمر شعرمن
نه برای گذراندن حتی یک شبم
خیلی کافیه !
اگرامکانات داری عشق بخر
اگر جا داری حس ببر
هرجا هستی من را
نگذار از روزگارت بی خبر
من در خط مسدود زندگی دیده ام
صومعه ای را که راهبان
برای گرم کردن خویش
قرآن سوزانده اند
و برای روشن کردن راههای رستگاری
با خواندن دعا وامانده اند
وقتی در سقاخانه ها دستت سوخته است
وقتی آگهی ترحیم خودت
در بزرگترین شعار تبلیغاتی شهر کوفته است
سوت می زنی !!!
بجای اعتراض
یا مثل من مثل یک شبح گیج و مبهوت می زنی
همه معلمند !!!
همه ناظم !!!
همه خداشدند !!!
همه ی عاشقان شهرما
برای چاپیدن جیب آسمان
آویزان ابرها شدند
همه از دادن قبض زندگی ما را ترسانده اند
همه در لشگر عظیم حق علیه کفر
یا سردار همیشه پیروز و یا فرمانده اند
به برکت این سیم های قفس
فاحشه های بی آتیه
صاحب تالیا شدند !!
دیر شد عبادتم خط من را قطع کرده اند
برای وصل مجدد به او من را وادار به تاوان مجدد کرده اند
سپس اخطارم دادند:
مشترک گرامی خط فکری شما تا اطلاع ثانوی مسدود می باشد
شمارشگر گناه در تمام مدت عمرشما مشغول می باشد!!!
|