مصطفی موسوی


اتوبان گمشده

خنده ها فرسوده
موسیقی دنیا به صدای 7 نت محدوده
جاده اعلام کرد :
1- تحریم ...
2- تعلیق ...
3- تجدید ...
4- تشویش ...
5- تزویر ...
6- تکذیب ...
7- تزریق
تزریق انرژی هسته ی خشخاش در رگ های چراغ
خوب شد جاده روشن شد انرژی از ما
جاده از ما
استفاده ی صلح آمیز برای تکمیل زودتربزرگراه رحم تا گور
ترانه ی جاده ی مان
بارون و جیغ چرخ و اشک و شکست قلب ها
آهسته تر بران
تا بتوانیم صحنه ها رو تماشا بکنیم
تا بتوانم تمام غم ها و درد هایم رو با خنده ای حاشا بکنیم
آهسته تر
آهنگ نفس هایم با سرعت تو بالا می رفت
سکوت مرگبار جامعه
آلودگی صوتی مان را نفرین کرد
جاده می رفت
و
من و تو می رفتیم
جاده می رفت
و
من و تو می رفتیم
در راه بر ما پیغام تقوی دادند
سبقت غیر مجاز اخلاق
و حرکات مارپیچ و نا مفهوم در گردنه ی سختی ها
انجام اعمال خلاف شئونات و عفت با انگشت میانه ی عقده ی مان
هیچ لذتی بالا تر از همسفر گمراهی نیست با معشوقه مان
هر چه دوست داری آرایش کن هیچ کس صورت تو را نمی بیند
چون چشمان نیمه باز این مردم خیره به پایین تنه
پس ازاول این جاده تا جهنم تو را می بوسم
با اصطکاک لاستیک روی پوست زبر جاده من بر تو می پوسم
عبور از چراغ قرمز تابو
تزیین کوچه و میدان های شهر با اسم مقدس تابوت
ما وقتی وسط چهار راه فساد بودیم خورشید زرد شد
خاک بر نسل بعد از ما !!!
خورشید دیگر سبز نخواهد شد
چون بعد از سرخی خاموشیست !!!
آنقدر منتظر سبزی بنشینید
تاخون بر شمشیر پیروز شود !!!
تا همه ی رویاهایمان کابوس شود !!!
می شود لذت برد
از گم شدن
از بی هویت شدن
ازبوی خاک باران خورده ی جاده های نیمه کاره ی اهداف
مقصد این جاده شاید
آرزویی باشد
آرزویی که
افسوس
حتی با رسیدن با آن قانع نشدیم
آرام تر من می ترسم
این تنها اتوبانی است که هیچ تابلویی ندارد
اما من مقصدم را دیگر
از هیچ کس جز آنها که نرسیده اند
نمی پرسم !!!

 

بالای صفحه