|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
تنهایی
گاهی انسان نیازمند تنهایی است گاهی انسان
نیازمند عشق است روزی به جاده ای تاریک قدم می نهیم جاده ای را که هیچ
کس را خبری از آن نیست شمعی به دستمان داده اند تا با آن راه خود
بیابیم شمعی که تا آن را روشن می کنیم فقط خود را می بینیم نه چیز دیگر
از آن چه که تا کنون غافل بوده ایم عشق درونمان که خاموش شده است انسان
به آسمان خیره می شود به زمین می اندیشد در آب غرق می شود از باران می
ریزد در صخره ها می شکند در برف می غلتد با مورچگان زندگی می آموزد با
پرندگان پرواز می کند با شیر می درد با آهو خیز بر می دارد با خود به
جای خود زندگی می کند با شمع نور می افشاند با دریا ، وسعت بی پایان را
می بیند با ستارگان زیبایی می بخشد با خدا نجوا می کند اما با چه چیز
می توان عشق را بدست آورد چگونه می توان خدا را دید این سؤالی است که
همیشه می پرسیم گاهی آدمی تنها می شود به تنهایی می اندیشد و تنها می
شود گاهی انسان نیازمند تنهایی است |