آوای آزاد »  شاعران » محمد علی بهمنی »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غزل

 
  1. بهار بهار
  2. دهاتی
  3. شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
  4. غزلی چون خود شما زیبا
  5. اما من  آن مورم که همواره یدنبال  رسیدن بود
  6. از هر طرف نرفته  به بن بست میرسیم
  7. خوشا هر آنچه  که تو  باغ باغ مبخواهی
  8. این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد
  9. یارانی
  10. گفتگو
  11. شبهای شعرخوانی من بی فروغ نیست
  12. دلم برای خودم تنگ می شود
  13. او سرسپرده می خواست من دل سپرده بودم
  14. امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
  15. کجا دنبال مفهومی برای عشق مبگردی ؟
  16. این غزلها همه جانپاره ی دنیای منند
  17. خسته
  18. آن بهاری باغها و این بیابانی زمستان
  19. هی مترسک کلاه را بردار
  20. نیستی شاعر که تا معنای را حاقظ بدانی
  21. من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
  22. در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
  23. خون هر آن غزل  که  نگفتم  بپای تست
  24. اینه  در جواب من باز سکوت می کند
  25. گلهای بی شمیم به وجدم نمی کشند
  26. ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم
  27. حیف انسانم و می دانم  تا همیشه  تنها هستم

 

   
   

 

 

 

 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009