|
|
رقص
هزار چشم ، هزار آشیان دوخته بود
هزار موج روان ، از هزار لانه ی لغزان
در آستان طواف
دو شاخه ی روشن
دو شاخه از تن تندیس باز شد
و آرام
گشود رشته ی مواج را به ناز
آنگاه
دو چشمه ریخت
دو مهتاب
در میانه ی باغ
دو تافته
دو رود ابریشم
تا دو پاره یدامن
هزار موج روان ، از هزار لانه ی باغ
هزار خط منظم
هزار جاده ی لغزان شد از کرانه ی باغ
پرنده ها همه حیران
در آستانه ی تندیس در مدار طواف
هزار چشم ، هزار آشیانه ی لرزان
هزار خط شعاع از هزار دایره
گردان در آستانه ی باغ
هزار چشم ، هزار آشیانه ی بی تاب
هزار حلقه ی سرگیجه در دوار
که ناگاه
پلکها افتاد
دو آشیانه ی خیس
دریچه یی گریان
دریچه یی ، مسحور
هنر ، نیایش جاوید را هزار طواف
هنر ، ستایش تندیس راه ، هزار شعاع
هنر ، خطوط ریاضی
هنر
سه حلقه ی گردان
هنر ، سه چرخش نادیدنی
به سرعت نور
هزار چشم ، هزار آشیان سوخته بود
|