همه ، آب همه ، هوا
ماه ابری در سه بر
آب
نور
هوا
چرخش پریشان در آینه ...
گیسوان بر شانه بخوابان
مانا م
که دمیدن نور و نسیم را دمی بیش نمانده است
- نماند -
نگاه !
- چه ماه
چه صاف
چه شفاف
جهان در تو باز می تابد
همیشه بام !
که زن و زمین شادخوار تواند !
تو که پیرامن ات همه ، آب
پیراهن ات همه ، هواست !
|