|
|
گذران روز
زن و زنبیل خرید
مرد و زنبید خرند
با سبد باغ و باد
و گیسوانی که پریشانی شاعر را
بر شانه
می خواباند
زن ، که زیر بید مجنون
میوه ها را بر میز می چنید
با زمزمه ی زیر لب
این از زنبیل من
اما سبد تو
خوب ! تا قهوه را آماده کنم
بتکان دیگر
و باز ، که روز آغاز می شود
زن و زنبیل خرید
مرد و زنبید خرند ...
|