سایه ی دایه
نان و نسیم
بر سفره ی چاشت
چمن سبز بی سقف کنار درخت آسمان
در ایستگاه پگ
پگاه خاکستری
سایه ی دایه را
ساد ه و ساکت
در آوا - رنگ گنجشک و گیلاس
که مانا ماچبوسه های عنابی اوست
او با تاره ی آبیش
کهانگاری
هنوز آب آبین دارد
باشد
تا صرف صبحانه صبر می کنیم
از کجا کنارمان
سبز نشود
|