بادباد
در ساحل سایه این سو
باد
و گیسوی آبیت
باد
و موی خاکستریم
باد
و دامن آبیت
باد
و پیراهن خاکستریم
باداباد
یکبار دیگر تا ساحل نسیم و نور
بر جاده ی باریک دریای ناگاه
- که باز ، به سپیدی می زند
سوار بر روشناب هایی
که آینه در آینه
کشیده شده اند
دل به دریا می زنیم
با گام های کهن
و نام های نو
من و
تو
|