|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
هنگامه ی طور
من عاشق گمراهم از وسوسه دورم کن
غایب شده ام از تو سرمست حضورم کن
از بسکه سیهکارم شب از نفسم زاید
ای شمس و قمر از تو سر چشمه ی نورم کن
شیطان غرورم من از قریب تو دورم من
تا سجده کنم بر گل خالی ز غرورم کن
من معصیت آلودم باید که جزا بینم
ر چنگ عذاب اما از لطف صبورم کن
گه گه قبسی رخشد در خلوت تاریکم
تا خیره شود موسی هنگامه ی طورم کن
مهرم تو و نورم تو جنت تو و حورم تو
من از تو تو را خواهم دلکنده ز حورم کن
در شعرم اگر شوریست از قبض تو می بینم
ای مستی شعر از تو سرمست شعورم کن
ای روشن ناپیدا من بنده ی مهجورم
تا قرب تو را یابم از وسوسه دورم کن
|