آوای آزاد »  شاعران » مهدی سهیلی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

قهر

چراغ خانه ام باز آ
تو چون زین کلبه رفتی دیگر اینجا های و هویی نیست
 صدایی نغمه یی حرفی صفایی گفتگویی نیست
تو رفتی لاله ها پژمرد
و دور از لاله ی روی تو اینجا لاله روی نیست
تو ای محبوب خشم آلود سوی کلبه ات برگرد
سراسر خانه خاموش است
در این تنهایی تاریک حتا کوروسیی نیست
تو ای محبوب خشم آلوده سوی کلبه ات برگرد
سراسر خانه خاموش است
 در این تنهایی تاریک حتی کورسویی نیست
نمی دانی نمی دانی
که من چون مرغ تنها سر به زیر بال غم دارم
نه لبخندی نه آوازی
نه ذوق نغمه یی نه شوق پروازی
هماوازی کجا یابم که بانگی در گلویی نیست
فضای خانه تاریکست
و نور زندگی در هیچ سویی نیست
همه شب دخترم با یاد تو تا نیمه شب بیدار می ماند
 سر خود را میان دست ها می گیرد وآهسته می گرید
تو را در زیر لب می خواند و با آه می گوید
به پیش دخترت برگرد
تو عطر آرزو بودی
مرا غیر از تو هرگز آرزویی نیست
سکوت خانه ی خاموش ما فریاد ها دارد
که ای آزرده دل برگرد
امیدم رفته ام بازآ
سکوت سرد و سنگین می کشد ما را
فضای خانه تاریکست
و نور زندگی در هیچ سویی نیست
چراغ خانه ام بازآ
تو شب ها شمع ما بودی
امید جمع ما بودی
ز رنگ و عطر تو گلخانه ی ما رنگ و بویی داشت
دریغا بی تو در غمخانه ی ما رنگ و بویی نیست
شریک عمر من برگرد
که در بی اعتباری عمر ما جز تار موی نیست
امید رفته ام باز آ
که طفل کوچکت می پژمرد از رنج تنهایی
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
سراسر خانه خاموشست
تو چون زین کلبه رفتی دیگر اینجا هاوی و هویی نیست
صدایی نغمه ای حرفی صفایی گفتگویی نیست
تو رفتی لاله ها پژمرد
و دور از لاله روی تو اینجا لاله روی نیست
چراغ خانه ام بازآ
چراغ خانه ام باز آ
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009