آوای آزاد »  شاعران » مهدی سهیلی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

خوشبخت آن پرنده

آسوده آن که رنج جهان را کشید و رفت
خشنود آن که بانگ خدا را شنید و رفت
در حیرنم که عمر شتابنده چون در گذشت
گویی نسیم بود که بر گل وزید و رفت
بی بهره آن که عمر گران به زر فروخت
سوید نکرد و ننگ ابد را خرید رفت
بر شاخ عمر ما گل فرصت شکفت و ریخت
صد آفرین به همت آن کس که چید و رفت
از تخت ناز خواجه به خواری فتاد و مرد
در مهد خاک مرد خدا آرمید و رفت
این باغ غیر داغ عزیزان گلی نداشت
خوشبخت آن پرنده کزین جا پرید و رفت
گفتم به یار حاصل عمر عبث چه بود
اشکش دوید بر رخ و آهی کشید و رفت
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009