|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
خوشبخت آن پرنده
آسوده آن که رنج جهان را کشید و رفت
خشنود آن که بانگ خدا را شنید و رفت
در حیرنم که عمر شتابنده چون در گذشت
گویی نسیم بود که بر گل وزید و رفت
بی بهره آن که عمر گران به زر فروخت
سوید نکرد و ننگ ابد را خرید رفت
بر شاخ عمر ما گل فرصت شکفت و ریخت
صد آفرین به همت آن کس که چید و رفت
از تخت ناز خواجه به خواری فتاد و مرد
در مهد خاک مرد خدا آرمید و رفت
این باغ غیر داغ عزیزان گلی نداشت
خوشبخت آن پرنده کزین جا پرید و رفت
گفتم به یار حاصل عمر عبث چه بود
اشکش دوید بر رخ و آهی کشید و رفت
|