آوای آزاد »  شاعران » مهدی سهیلی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمی دانم چه باید کرد

نمی دانم چه باید کرد
بمانم یا که بگریزم
اگر خواهم بمانم با تو می بازم جوانی را
وگر خواهم بگریزم چه سازم زندگانی را
گرزیان بودن از یکسو غم فرزند از یک سو
کجا باید کنم فریاد این درد نهانی را
نمی دانم چه باید کرد
بمانم یا که بگریزم
اگر خواهم بمانم با تو این را دل نمی خواهد
ز از خانه را هم یار پا در گل نمی خواهد
تو عاقل یا که من دیوانه من یا تو به هر حالی
عذاب صحبت دیوانه را عاقل نمی خواهد
نمی دانم چه باید کرد
بمانم یا که بگریزم
اگر خواهم بمانم با تو کارم روز و شب جنگست
وگر بگریزم از تو پیش ایم کوهی از سنگست
نخواندی نغمه با ساز من و بی پرده می گویم
 صدای ضربه ی قلب من و تو ناهماهنگست
نمی دانم چه باید کرد
نمی دانم چه باید کرد
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009