|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
ناله ی شبهای علی
گریه می گیردم از ناله
ی شب های علی
لرزد جان فکند لرزش اوای علی
از شب کوفه و خاموشی نخلستان پرس
قصه ی خون دل و چشم گهرزای علی
برگ هر نخل زبانی شد و در گوشم گفت
که علی بود و شب و نعره ی ای وای علی
بر سر چاه چه شبها که غم دل می گفت
جز خدا کیست که داند غم شبهای علی
قد برافروخت که تا پرچم دین افرازد
خم شد از جور منافق قد رعنای علی
سال ها حیله گران خانه نشینش کردند
تا به گوشی نرسد منطق گویای علی
مردم کور دل این نکته نمی دانستند
که صفا بود در اینه ی سیمای علی
ای بسا دست تبهکار که از راه نفاق
متحد شد که به مسجد نرسد پای علی
دل هر جمع پریشان کنم ار شرح دهم
که چه کردند ددان با تن تنهای علی
خواب ارام به چشمان علی راه نیافت
که ز تاریخ شنیدم غم رویای علی
درنوردید بسا ک.ی به دنبال بتیم
پای پرآبله بایده پیمای علی
در ره عشق خدا چهره به خون رنگین کن
دین اگر هست چنین است به فتوای علی
|