خوشه ی سبز محبت
چمن از سبزی چشم تو صفایی دارد
بلبل از باغ نگاه تو نوایی دارد
چشم سبز تو جلا داد به ایینه ی دشت
این چراغیست که پیوسته ضیایی دارد
نگه سبز تو را دیدم و با خود گفتم
چمن امروز عجب آب و هوایی دارد
آسمان و چمن و سبزه عزیزست و لیک
چشم سبز تو دگرگونه صفایی دارد
چشمی از چشم فریبای تو زیباتر نیست
راستی اینه هایت چه جلایی دارد
زین زمرد نگاه سبز به هر سو مفکن
خود ندانی که نگاهت چه بهایی دارد
خوشه ی سبز محبت ز نگاهت روید
که دراین مزرعه خوش نشو و نمایی دارد
در دو چشم تو بسی باغ بهاری پیداست
قصر نقاش عجب اینه هایی دارد
سبز در سبز بود باغ دو چشمت ای ماه
روشنست آنکه چنین صنع خدایی دارد
|