مهدی سهیلی


دیر است ای امید

دیر است ای امید
جای درنگ نیست
صبر تمام شد
 عشق است و ننگ نیست
مردم در انتظار
من عاشق تو ام دل عاشق ز سنگ نیست
دریانورد شو
بر کوه ها بزن
از قله ها بیا
 من مرغ خسته ام
بسیار تیره شب که به الماس اشک ها
در انتظار شیشه ی شب را شکسته ام
دیرست ای امید
بگذر ز رودها
دریانورد باش
مرد نبرد باش
بر شو به کوهها
هنگامه گرد باش
 از بیشه ها بیا
 بشتاب و مرد باش
من مرغ خسته ام
من پای بسته ام
 دیر است ای امید
س جای درنگ نیست
 صبرم تمام شد
س عشق ست و ننگ نیست
مردم از انتظار
من عاشق توام دل عاشق ز سنگ نیست
 

 

بالای صفحه