آوای آزاد »  شاعران » مهدی سهیلی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

در لحظه های آخر دیدار بنشین

در لحظه های آخر دیدار بنشین
ای تا همیشه زنده در پندار بنشین
بنیشن که از چشمت سلامت یابم امشب
ای جان من از رفتنت بیمار بنشین
 خوش می روی اما درنگی کن به رفتن
ما را به دست گریه ها مسپار بنشین
 ای چهره ات خرم ز گلزار جوانی
ما را به پیری در خزان مگذار بنشین
 از پا نشستم تا تو بخیزی به صد کام
 خواهی که برخیزم ز جان یک بار بنشین
من بی تو هرگز خواب را باور ندارم
 ای جاودان در دیده ی بیدار بنشین
لطف خدا را دیده ام در شاخ و برگت
روزی درختی می شوی پر بار بنشین
تا گل بر اید خار در چشمم نشیند
 من باغبانم ای گل بی خار بنشین
از سینه ی من لحظه یی ای درد برخیز
 در پیش رویم ساعتی ای یار بنشین
 من تاب بار درد دوری را ندارم
از شانه ام این بار را بردار بنشین
تا داد دل از دیده ی گریان ستانم
در لحظه های آخر دیدار بنشین

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009