آوای آزاد »  شاعران » مهدی آذری »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

وعدهء دیدار

آتش فردای ما از آب امروز است و بس
دل خوشی بر این جهان چون باد نوروز است وبس
وعدهء دیدار جانان کی میسّر می شود ؟
در مسیر زندگی این وعده مرموز است و بس
این جهان غیر از بد آموزی ندارد مکتبی !
علم آن پروردهء چندین بد آموز است و بس
نوبت شاهی به ما بعد از گدایی می رسد
این گدایی حاصل آن عهد دیروز است و بس
چشم امّیدی مدار از مردم بی دین ما
دین اسیر دست این اهل زر اندوز است و بس
مستی ما خود نشان از حزن بی پایان ماست
شادی ما همچو آتش شعله افروز است و بس
گوشهء زندان نباشد جای مهتاب منیر
این اسیری کار آن شمس سیه روز است وبس
منبر و محراب اگر بازیچهء بیگانه شد
صحبت دینداری ما حرف دلسوز است و بس
مهدیا این زندگی ارزش ندارد پیش ما
لذّت او همردیف قلب پر سوز است وبس


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009