آوای آزاد »  شاعران » مهدی آذری »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

آه خکستر

گم گشته ام در باد ، چون آه خکستر
بالاتر از فریاد ، چون آه خکستر
گر گم شدم در خود ،این هجرتی سخت است
تا مرز یک ایجاد ، چون آه خکستر
آنجا که یک کودک ،محتاج یک نان است !
حرف از وداد و داد ، چون آه خکستر!
جایی که شعر ما ، بوی ریا دارد !
دل می رود از یاد ، چون آه خکستر
اندیشهء ما را از غصه پُر کردند !
کو یک دل آزاد ، چون آه خکستر ؟
شهری که دین او هم کاسهء کفر است
باشد خراب آباد ، چون آه خکستر
در گفتگوی ما ، حرف تمدن نیست !
افسانهء ارشاد ، چون آه خکستر
همبستگی یعنی : در فکر هم بودن
نه ، مهر مادر زاد ، چون آه خکستر
خکی که دیندارش در فکر زردوزی ست
دینش همان الحاد ، چون آه خکستر
آقای … ، آزادی در کنج زندان است !
تا بشکند فریاد ، چون آه خکستر
مهدی برای ما از قصه ها کم گو
گم گشته ام در باد ، چون آه خکستر

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009