آوای آزاد »  شاعران » مهدی آذری »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

زمان ما …

آرزوی ما ، شعاری بود و دیروزی نبود
بال پرواز ، استعاری بود و دیروزی نبود
کینه ها در شهر ما فرمانروایی می کنند !
عشق ها ، قول و قراری بود و دیروزی نبود
گریه ها . از بابت پول و طلا و سکه بود
خنده ها ، بی اختیاری بود و دیروزی نبود
علم ما آموزگار بی سوادی بود و جهل !
دین ما ، حرفی اجاری بود و دیروزی نبود
شوق بودن در کنار سنگ و آهن ، دود و بنگ
دائم از روی خماری بود و دیروزی نبود
گفته ها محدودهء غیبت ، دروغ و افترا ،…
کرده ها ، کاری اداری بود و دیروزی نبود
چشمها بیمار شهوت ، قلبها بیزار عشق
وصل ها ، چشم انتظاری بود ودیروزی نبود
زندگی ها رو به سوی مرگهایی تازه بود !
مرگها ، راه فراری بود و دیروزی نبود
مهدیا در این شب سرگشتهء اندیشه ساز
شعر ما هم ، یادگاری بود و دیروزی نبود

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009