|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
برای مادرم
حق با تو بود.
هرگز با تو نزیسته ام.
هرگز سکوت مان رنگی نخواهد گرفت
هرگز دخترکی سفید با گیسوان طلایی
تو را به درون خود راه نداد.
و در بسترت آرام نیافت
هر شب
چشمانت
بر روی قابهای کوچک و بزرگ
تحقیر شده من
سرگردان است.
بر اندوهم می گریی...
چه زایش سختی داشته ایی
سد بار ، زایش پشت زایش
برای تولدی
که هیچگاه غروری بر تو نیفزود.
و هر لحظه لحظه اش
دعاهای شبانه ات را افزون تر کرد.
......
آری ادامه تو اینگونه رقم خورده بود.
|