|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
جنگ و پرنده
ایمن ترین پرنده آشیانه به خودی فرسوده دارد
پشت خاکریزی بیهوده دور و فراموش جنگی بی حکایت
از سرباز مرده در آن سال ها
اسکلتی مانده در مهتاب سفیدتر از مرگ
با شقایقی دمیده از خم دنده ها که ترنمی سرخ را
تا سپیده دمان می وزاند در فضا
و نگاهی تاریک از جمجمه
که از آن به رعشه می افتد بدر
سرنیزه ای پوسیده در پنجه های مردد
که اشاره به سمت رو در رو دارد به سمت سینه ای که نیست
و خود فرسوده
فراتر از جمجمه افتاده و جفتی پرنده ی جوان
سپیده دمان
پر می کشند از آن
و دره را به جنجال می آرایند
|