|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
پنداشتی چه ؟
پنداشتی چه می توانستی
دید آنجا
درخت ایستاده تبر خفته ؟
پنداشتی چه می توانستی دید آنجا ؟
فرار می کند آب از درخت
به سمت تاریک مرداب
و روز خود را
زیر چراغ های شکسته حلق آویز کرده است
پنداشتی چه می توانستی دید آنجا
آنجا
که دریا
از بوی نهرهای شهری
عقل می زند دل خود را بر ساحل ؟
تبر درخت خوابیده است
نشخوار می کند
سبزینه را
در چرت نیمروزی خود
گرگی کنار لاشه ی آهویی
سر روی دست
خوابیده سیر خون
|