منوچهر آتشی


 شوری کوچک

شوری کوچک
به حجم بلبل کوهی دارم
 از بادام بنی به سدری
 از سدری به سایه کمرگاهی
گلی اگر در آن پایین
 سرخی می زند به سایه خارا
به چشم هرزه دامی می نگرم
 که شقایقی از آن روییده
 شوری کوچک دارم
به حجم خکی تیهویی
 سوتی می کشم به تنگه
و هویی به کمرگاه
خودی نمی نمایم
تنها به کوهی گوش می دهم
که تمامی جانش پژوکی است
که با من خطاب دارد
که با من یگانه می شود


 

 

بالای صفحه | زندگی نامه