|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
با نوح ناامید
پرنده ای که از آفاق آب بر می گردد
پیامی از طرف آب دارد و بس
جزیره های مغروق
رویای آشیانه ای
در بال های کوفته جاری نکرده اند
در موج هر طنین
دل اشتیاق دایره ای کوچک دارد
که بشکند به ساحل گوشی
اما خیال دایره های بی پایان
جز دور دست نومیدی
سمتی نمی شناسد
و بغض بادبان ها
به اشتیاق ساحل مانوسی
خالی نمی شود
ای نوح نا امید
پندار رستگاری نیکان
نیکان و جانور ها
شاید کتیبه ای به زبانی معدوم است
بر آب
بر آب های بی پایان
جز مرغ های توفان
جنبندگان حیران را
یارای پر زدن نیست
بر آبهای توفانی
جز گرده نهنگان
اطراقگاهی ایمن نیست
ای نوح نا امید
دیری است آفتاب
باید دمیده باشد جایی
از مشرقی نه مفقود اما
جایی روشن نیست
بر آبهای خون آلود
تنها پرندگان توفان
بر گرده نهنگ آشیاه توانند ساخت
|