منوچهر آتشی


همین جا

خوشا غریب وطن باشم و بخوانم غمنک
فراز همین شاخه های سوخته
کدام قناری گل در گلو
ندای این پرنده سرگردان را
پاسخ خواهد داد
به جنگلی از کندههای کبریتی ؟
پرنده ای که در آغوش سوسن و نرگس
بیضه شکسته
چه می داند این صدای زخمی
از حنجره بلبلی
یا گلوی خراشیده بومی است ؟
و این گلوی چک چک از نوای زهر
میان خرمن نسرین و رازقی
چه بخواند
 که برنیاشوبد آرامش باغ را ؟
خوشا غریب وطن باشم و بخوانم راز
 بر همین شوره زار و
بس


 

 

بالای صفحه | زندگی نامه