آوای آزاد »  شاعران » منوچهر آتشی »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

فراقی

آه که چه می گویم و چگونه بگویم
همیشه همیشه بی تو گذشته است جهان
 و می گذرد
همیشه همیشه بی تو چرخیده است زمین و می چرخد
چگونه بگویم آه
 همیشه
 هر چند اما
تو بی جهان نگذشته ای بر من
 و بی زمین نچرخیده ای گردم
همیشه بوده ای و نبوده ای
 همیشه هستی و نیستی
و دور که شده ای از پندارم
زمین چرخیده است
زمان گذشته است
 و غزالان به دره ها زاییده اند
 بی آنکه تبی فرا رسیده باشد اعصاب نباتیم را
چگونه بگویم آری
 که بی تو نبوده ام هرگز
که بی تو من هرگز
نچرخیده ام
به کردار سنگ یاوه ای همراه زمین گرد هیچ آفتابی
 و نروییده ام چنان گیاهی کناره سنگی
تا نه انتظار نزول انگشتانت به چیدنم
تقدیری بوده بوده باشد منتظر
در ریشه
چگونه بگویم آه
که معنی نمی دهم بی تو
چنانکه معنی نمی دهد جهان
بی ما


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009