منوچهر آتشی


چگونه دوست بدارم

چگونه دوست بدارم سپیدار را
 که دار می پرورد در آغوش برگ و زمزمه
 شکفتگی و سرسبزی است ارمغان بهار
و خیال گل و صدای پرنده
برابر نومیدی
 جنجال می کنند
گل سرخ اما
 چشم بیدار را
 به عربده می خواند
به شور کدام
بلبله داری ای زبان بریده
 به جنگل صنوبر و باغ نسرین ؟
 گل نسرین
اگر گونه خراشیده دخترم نیست
 تمامی سپیداران جنگلی
تابوت های ایستاده برادرانم هستند
گونه خراشیده دخترم
 به اشک و بوسه شفا می یابد
زلف برادرانم اما
 از ماسه کویر نخواهد رویید باز


 

 

بالای صفحه | زندگی نامه