آوای آزاد »  شاعران » منوچهر آتشی »


 
 
 


 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

حرام است عشق

زمین
 به دامن بانوی آفتاب آویخته است
نمی پرسند چرا
 و گالیله جان به در برده است
همه قانون ها اما
 مرا از تو دور می دارند
 و پروا نمی کنند
از ستاره بی مدار
 حلال است خون کبوتر
لب باغچه به پای گل سرخ
 حلال است
 خون گل سرخ
به پای پیر سرداری ابله
 بیگانه نام گل
حلال است قامت مردان
به چوبه بی جان دار
حلال نیست ولی
سرو سیراب بی جان دار
 به آغوش زنده من
زمین به دامن بانوی ‌آفتاب آویخته ست و
 آفتاب به دامن بانوی کهکشان
و من
بر ابریشم خیال تو
 بر گیسوان تو آویخته ام
مرا باز می دارند از تو
 و پروا ندارند
 از ستاره سرگردان بی مدار
که نظم آسمان را بر آشوبد آخر
حرام است عشق
وحلال است دروغ
 شگفتا



  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009