|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
چکامه ی تصویرهای بندری
پرنده پر زد و رفت و کوچک و کوچک تر شد
خال سیاه سپندی و ... دیگر هیچ
و هوش پنجره های بندر را به آن سو کشید
پرنده که رفت
افق - عقاب هیولایی - آمد
آمد دو بال هیولا و بال
بالای آفتاب شکلکی و چشم های مدادی
ابرو کشید
عقاب که آمد با پرهای مس رنگ
یک کشتی بزرگ به شکل دماغ عقابی مردی پیر
از زاویه ی دو ابرو ظاهر شد
آمد آمد
آمد کنار بندر پا در غروب
و بو کشید
پرنده که باز آمد صبح
که نه عقاب مسی بود و نه دماغ عقابی
با بالهای کوچک آبی
در آسمان بندر چرخی زد
چرخی زد و به سمت خار و پاییزی
پارو کشید
|