آوای آزاد »  شاعران » منوچهر آتشی »


 
 
 


 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 تشویش

معلوم نیست
 باد از کدام سو می اید
 خورشید را غبار دهشت پوشانده است
 و ابرها به ابر نمی مانند
مثل هزار گله حیران
بی آبخور و مرتع بی چوپان
مثل هزار اسب یله
با زین و برگ کج شده در میدان یال افشان
مثل هزار برده محکوم عریان در کوچه های زنجیر سرگردان
گهگاه
 از اوج های نزدیکی
با قطره های تلخ و گل آلودش می افتد باران
معلوم نیست
 باد از کدام سو می اید پیداست
اما
که اضطراب حادثه قریه را
 در دام سبز جلگه به بازی گرفته است

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009