آوای آزاد »  شاعران » م. آزاد »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 بهار از باغ ما رفتست

بهار از باغ ما رفتست ما افسانه می گوییم
 پرستوها ندانستند و بر قندیل یخ مردند
بهار از باغ ما رفتست می خواندند پیچک ها
شما بیهوده می گویید و ما بیهوده می روییم
بهار اینجاست ما فریاد می کردیم
بر شاخ صنوبرها
هنوز از برگهای برگ
 دریایی است
می خواندند پیچک ها : چه می گویید؟
چه دریایی
 شما دیگر نمی خوانید
ما دیگر نمی روییم
بهار بودی ای باد ترا با جان ما پیوند
بهار از باغ ما رفتست
 ما افسانه می گوییم

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009