آوای آزاد »  شاعران » م. آزاد »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

من بیم داشتم

مثل پرنده یی که در شور مردنست
مثل شکوفه یی که در شور ریختن
مثل همین پرنده ی خاموش کاغذی
انجا نشسته بود
 نگاهش پرنده وار
 و پشت او به باران
 باران پشت پنجره بارید و ایستاد
من بیم داشتم که بگویم
 شکوفه ها از کاغذند
من بیم داشتم که بگویم
پرنده را
نه سال پیشتر
 توی بساط دستفروشی خریده ام
و چشم های او را
 از شیشه های سبز تهی کرده ام
من بیم داشتم که بگویم
اتاق من
 خاموش و کاغذیست
 باران پشت پنجره باران نیست
 باران پشت پنجره بارید
 ایستاد
مثل همین شکوفه ی خاموش
مثل همین پرنده ی خاموش
آنجا نشسته بود
و پشت او به پنجره ی سبز
من بیم داشتم که شبی
 موریانه ها
بیداد کرده باشند

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009