[newstyle/top.htm]

ایرج میرزا


در مدح اعتضاد السلطنه

عید سعید فطر بر او فرخجسته باد
 مقبول باد طاعت شهزاده اعتضاد
هر طاعتی که کرد خدا را پسنده باد
 چون از جوان بسنده بود طاعت خدای
 زان رو به خلق سجده ی او واجب اوفتاد
واجب نمود سجده ی حق را به خویشتن
چون او جبین عجز به درگاه حق نهاد
 شاهان جبین عجز به در گاه او نهند
شاگرد تا نباشی کی گردی اوستاد
بر حق مطیع بود که چو نان مطاع شد
 شرم و حیا و دانش بنهاد در نهاد
 ای شاه زاده یی که ترا از ازل خدای
 شاهی و شاه زاده و پکی و پکزاد
فرخنده زی به دهر که چون جد و چون پدر
زانرو کند همیشه ترا شادمان و شاد
 از کرده ی تو ایزد شاد است و شادمان
در هیچ گه نباشی حق را برون ز یاد
 چون هیچ گه برون نبود حق زیاد تو
 محکم شد از وجود تو بنیان عدل و داد
از عدل و داد چون که وجود تو خلق شد
 آن جا که تو ستادی دولت همی ستاد
آن جا که تو نشستی دولت همی نشست
 بیند همی عیان که تویی پادشه نژاد
 آن کس که بنگرد به جبین مبین تو
 بنگر که تا چه پایم کریم آمدست شاد
 در روز جنگ دشمن تو بر تو جان دهد
ایزد خدای نام ترا جاودان کناد
تا نام سلطنت به جهان جاودان کنی
نه منم ریخته از نقره و آنان ز ذهب
نه منم ساخته از مس دگران از نقره
 ای که شخص تو بود قهر خدا گاه غضب
ای که دست تو بود بحر عطا گاو سخا
ضیغم از بیم تو پنجه نزند بر ثعلب
 ثعلب از عدل تو رنجه نشود از ضیغم
 ز هراس تو نماید به سوی مرگ هرب
هرب شخص ز مرگ است ولی دشمن تو
 حافظ ملت ایرانی با حبر و قصب
 ناصر دولت سلطانی با تیغ و سنان
 همه تابع به تو چونانکه به رأس است ذنب
تو سر جمله امیرانی و ایشان ذنبند
ذوالفقار اسد الله علی با مرحب
 کلک تو بر عدوی دولت آن کرد که کرد
 تا مه شعبان اید ز پس ماه رجب
تا مه شوال اید ز پی ماه صیام
دشمنانت همه در محنت و در درنج و تعب
دوستانت همه در نعمت و در عیش و نشاط
قسمت ناصح تو بادا شادی وطرب
بهره ی حاسد تو بادا اندوه و ملال
 

 

بالای صفحه 

[newstyle/but.htm]