[newstyle/top.htm]

ایرج میرزا


در ستایش نظام السلطنه ی مافی و اسب خواستن از وی

در هوا قوت سیر و سفری داده مرا
خواب دیدم که خدا بال و پری داده مرا
تیز روی بالی و تازنده پری داده مرا
همچو شاهین به هوا جلوه کنان می گذرم
گویی از برق ، طبیعت اثری داده مرا
هر کجا قصد کنم می رسم آن جا فی الفور
که خدا سرعت سیر دگری داده مرا
نه تلگراف به گردم برسد نه تلفن
بال و پر زیب و فر معتبری داده مرا
همه با چشم تحیر نگرانند به من
 آسمان سلطنت مختصری داده مرا
 آنچنان بود که پنداشتم از این پر و بال
 از چه حق قوه ی فوق البشری داده مرا
 جستم از خواب ، در اندیشه که تعبیرش چیست
 تا کنم فرض که اینک ثمری داده مرا
 من که در هیچ زمین تخم نیفشاندم پار
زن ندارم که بگویم پسری داده مرا
 ده ندارم که بگویم بفزود آب قنات
 باز حق در سر پیری پدری داده مرا
 مادرم زنده نباشد که بگویم شو کرد
 که به پاداش خدا گنج زری داده مرا
 بندگی هیچ نکردم به خدا تا گویم
گرچه در هر فن ایزد گهری داده مرا
 عاقبت دانش من راه به تعبیر نبرد
 اسب با تربیت با هنری داده مرا
صبح دیدم که به سورانم و فرمانفرمای
 طبع از دریا زاینده تری داده مرا
والی مشرق کز خدمت او بار خدای
 

 

بالای صفحه 

[newstyle/but.htm]