آوای آزاد »  شاعران » حامد تقدسی »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

عصرانه و بغض

دلم برای تو تنگ است ، ای تمام هستی من
به کوک ناله ی چنگ است ، ای شراب مستی من

چه امتزاج غریبی ، شب و سکوت و کویر
شرنگ میخوش ماندن کنار موج اسیر
رها کن این همه شعر و به اشک ، لقمه بگیر
به رنگ پرچم ایران ، خیار و گوجه ، پنیر

نشان عشق بلورین ، تو از ستاره مگیر
ز ماه و آن شب مهتاب هم سراغ نامه نگیر
به تلخی از دلت این عشق مرده را برهان
برای جان عزیزش یکی دو لقمه بگیر

دلش مباد گرفته ، به کوه غصه اسیر
مباد آنکه دمی باشد از نگاه آینه پیر
هنوز جای نگاهش در امتداد حضور ،
بهشت نرگس و اشک است ... تو جاودانه بمیر

نه ...
پلنگ و ماه و پریدن ، سکوت و دیگر هیچ
نشان داغ دلم را تو از ترانه بگیر
...

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009