آوای آزاد »  شاعران » حامد تقدسی »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

سقف

تو فکر یک قبرم
یه قبر بی روزن
یه قبر جاویدان
رها از این بودن ...

قبری که رو سنگش
نقش عطش باشه
کنار خاک اون
قرار ما باشه ...

قبری اندازه ی زخم تن تو
واسه اینکه نبینه اونو کسی
برا اوج آسمونت که می خوای
با دلی دیگه به پرواز برسی ...

توی این قبر با تو از درد
از شب مهتابی می گم
از تو و از رفتن تو
می گم و دوباره می گم ...

زندگیمو توی این قبر
بی تو از نو سر می گیرم
گم می شم تو ساحل نو
نادیده هامو می بینم ...

قبر من افسوس و افسوس ...
پر از این خاک زبونه
چند وجب تا اوج پرواز
ولی فاصله می مونه
...

تو فکر یک قبرم
یه قبر رؤیایی
قبری برای دل
پاک و اهورایی ...

توی این قبر اما هرگز
نمیاد عطر تن تو
کرمای خاکش لبامو
می بوسن جای لب تو ...

توی این قبر ، خوبه عطر
لیمویی ها رو بپاشی
آخر زردی بخوابی
سرخ و پر ترانه پاشی ...

قبر من افسوس و افسوس ...
سنگ سختی روش می مونه
جغد نحس روز جمعه
روی سقفمون می خونه
...

سقفمون افسوس و افسوس ...
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009