آوای آزاد »  شاعران » حامد داراب »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

شبها

شبها صبح نشده بیدار میشوم
صبح ها به شب نمیرسند که خوابم میبرد
بی تقویم ترین آدمم
مردم را که آینه میکنم خودم نمیشود
.
شنبه هایم :
شکل گرفته روی دیوار چسبیده به مقدمه کتاب میخواند
یکشنبه هایم :
بازی در آورده لنگم را پرت میکند برای دوشنبه
دوشنبه :
های ام را نشسته گوشه اتاق سیگار میکشد . به فرش دروغ میگوید به خودش دروغ میگوید
سه شنبه هایم:
حالا همیشه عذادار است . یاسین گرفته به دست و در انتظار پنجره ای که زیر پایش باز شود سه شنبه هایم زرد میپوشد وقتی خورشید نیست
چهارشنبه هایم :
لج کرده رفته زیر پتو با کسی حرف نمیزند در را به روی خودش بسته در را به روی خدایش بسته چهار شنبه هایم نگرانی مادر است با بشقاب غذا پشت در
پنج شنبه هایم : شعر است . استکان قهوه است . پنج شنبه هایم به انتظار جمعه ی منتظری نیست .
که ادامه بدهد .
باز هم خودم نشدم

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009