آوای آزاد »  شاعران » هاله جهان »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

سفر

رفتم به سفر تا كه شوم دربدر تو
باید كه بریدن زتو و عاطفه بی ثمر تو
گفتی كه مرا خواهی چو ماهی به شب تار
اما رمقی نیست به پایم كه شوم در گذر تو
باید كه بدانی در بند كه هستی
گر مومن و صوفی ، گر باده پرستی
فریاد از این عشق ، بیداد از این عشق
ما را چه گنه گر ، افتاد چنین عشق
رفتم ، رفتم تا باز بدانی
این قصه كهنه ز آغاز بخوانی
دردا ، افسوس، دل ، بند هوس بود
عمرِ این عشق ، قدر یه نفس بود.

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009