آوای آزاد »  شاعران » هاله جهان »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

عابر

تن شب داغ و عطشناک می شکنه سکوت کوچه
میگه باز صدای عابر زندگی ما چه پوچه
میخونه با بغض سینه گلا خوابن یا بیدارن
شاید از عشق گذشته خبری واسش بیارن
اینروزا حرف صداقت واسه قصه ها و شعراست
حال و روز دل عاشق توی این زمونه پیداست
نمیشه دل به کسی بست نمیشه مهتاب و بوئید
نمیشه یه شاخه یاس و بدون اجازه بوئید
ولی من چشم انتظارم منتظر واسه سپیده
خوندن مرغای عاشق واسه من پیک نویده
مرد عابر رهگذر بود میره و دیگه نمیاد
شایدم تو دل خسته اش چیزی از خدا نمی خواد .

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009