|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
عشق خاموش
اگه از تو می نوشتم هر شـبی هزار تـرانـه
واسه این بود كه تو بودی ، واسه گفتنم بهانه
منكه خاكسـتر نشینِ شبای تیره و تـارم
این تو بودی كه شكفتی واسه من ، فصل بهارم
آره میـشه آفتـابی بود ، حـتی تـو شبای تیره
نـگو هیچوقت واسهء ما عاشقی كه خیلی دیره
میشه از نو عاشقی كرد میشه آفتاب و صدا كرد
میشه عاشـقونه دل باخت تـنو تو هوا رها كرد
یه طرف این تیرگیـها ، یه طرف یه عشق خاموش
یه طـرف یه آرزویی ، كـه دیگه شده فرامـوش .
|