|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
رویایی
بذار باور کنم حرفای ابر و
تو لحظه ی شکستن اوج فریاد
همون لحظه که میشکنه میریزه
گل اشکش رو توی دامن باد
بذار طعم گس صبح خماری
توی رگها و خونم باشه بر جا
نذار ابر سیاه تیرگی ها
بگیره نعمت خورشید و از ما
فراموش می کنم مهتاب و امشب
میذارم سر روی بالین شعرام
به فکر مرگ گلدون اقاقی
که پیچیده هنوز عطرش تو رگهام
می خوابم چشممو آروم می بندم
شاید رویای خوبت رو ببینم
اگه رویایی ام دور از آدمهام
اسیر دست تقدیرم چنینم .
|