آفـتــابی
اگه از تو مینوشتم هرشبی هزار ترانه
واسه این بود كه تو بودی واسه گفتنم بهانه
منكه خاكستر نشین شبای تیره و تارم
این تو بودی كه شكفتی ، واسه من فصل بهارم
آره میشه آفتابی بود حتی تو شبای تیره نگو هیچوقت واسهء ما عاشقی كه
خیلی دیره
میشه از نو عاشقی كرد ، میشه آفتاب و صدا كرد
میشه عاشقونه دل باخت، تنو تو هوا رها كرد
یه طرف این تیرگیها ، یه طرف یه عشق خاموش
یه طرف یه آرزویی ، كه دیگه شده فراموش.
|