به دلم افتاده بود
به دلم افتاده بود ،كه میایی از راه دور
میشینی تو قلب من، ای تو خسته ی صبور
فاصله ها گم میشن، دستا مهربون میشن
ظلمت تنهایی رو میشكنه حـضور نـور
به دلم افتاده بود یه روز از راه میرسی
خـونه رو پر میـكنی از گلای اطلسی
موج خوشبختی میاد غمارو ور میـداره
میشینه عاطـفه باز جای بغـض بی كسی
چه خیالی ، چه هوایی ، تو سرم افتاده بود
ندونسـتم ایـن یه حرف سـاده بـود
ندونسـم نمیشه بـهار كنه یه شاخه گل
كه بهار اون یه گلم دست زمستون داده بود.
|