هاله جهان پیکر


به نام قبله نور

به نام قبله ی نور
شب و بشکن ستاره
نذار سیاهی شب
پاشو اینجا بذاره
ببین گلبرگ گلدون
سزاوار نگاته
زمین با هرچی داره
یه عمره زیر پاته
 تبسم کن سلامی کن به قلبای شکسته
حضورت میشکنه قفل سکوت از لب بسته
پنجره یه قاب کهنه اس
برای نگاه خونه
چشم خسته اتاقه
که به کوچه ها می مونه
نفس سرد و خاموش
افتاده از طپش و شور
رغبتی نمونده حالا
واسه آسمون پرنور
رو چشاش پرده ظلمت
میکشن تا خواب ببینه
واسه پنجره ی بسته
مرگ و نابودی همینه .

 

بالای صفحه