نامه پاره
با چه حسرت با چه اندوه
خوندم اون نامه ی پاره
گم شدم تو عطر موهات
اومدی اینجا دوباره
گل شعرم توی نامه
واسه تو گل داد و پژمرد
همه ی روزای خوب و
با خودش به آسمون برد
من از این فاصله بیزار
من از این هجرت غم آلود
چاره ای واسم نمونده
هرچی بود گناه من بود
می گذرم از این شب تار
میزنم تنو به آتیش
می سپرم تو رو به روٴیات
به سراب خفته در خویش
|