شب سیاه
بازم شب سیاهه و
تاریکی از راه رسیده
از چشم ابر آسمون
یه قطره بارون چکیده
رو گلدون ترانه هام
قطره ی بارون میشینه
چشام تو مهتاب داره باز
عکس چشاتو می بینه
یواش یواش وا می کنم
پنجره به شب سیاه
ثانیه ها رو میشمرم
خیره میشم به عکس ماه
شاید تو هم نگا کنی
مهتاب و باز صدا کنی
آروم بگی اسم منو
از شب منو جدا کنی
آروم میاد تو چشم من
گرمی رویاهای تو
سنگین میشه پلکای من
میرم توی دنیای تو .
|